من باید این همه راه رو از اتوبان ها و میان برهای تالاهاسی فلوریدا می اومدم تا برسم به دیترویت تا عشق حقیقی ام  رو پیدا کنم . اگه یه ملیون سال هم به این موضوع فکر می کردم هیچ وقت حدس نمی زدم عشق خقیقی و دیترویت ربطی به هم داشته باشن . تا امروزم اتفاق هایی که افتاد به نظرم مثل  یک رویای دست نیافتنی می آد ما این رویا واقعی بود و زندگی ما رو برای همیشه عوض کرد . 

بعضی اوقات از کلارنس می پرسیدم چرا دوره ما داره تموم میشه ؟ و این که چرا دنیای آدم هایی مثل ما داره نابود میشه ؟ و اون جواب می داد : این طوریه دیگه . اما یادت باشه نیمه پر لیوان رو هم ببینی . 

عشق همیشه همین جوره دیگه . 

وسط شلوغی اون روز , وقتی که چیزی جز صدای گلوله ها رو نمی شنیدم و تنها بوی خشونت و خون ریزی به مشامم می رسید به گذشته نگاه کردم و این که چه قدر فکرهام حقیق و شفاف بود .  سه کلمه مدام توی ذهنم مثل نواری که گیر کرده باشه  تکرار می شد : تو خیلی باحالی  ! تو خیلی باحالی ! تو خیلی باحالی !

بعضی وقت ها کلارنس ازم می پرسه : اگه من می مردم تو چی کار می کردی ؟ اگه اون گلوله 2 اینچ این ورتر می خورد ؟

خوب من همیشه لبخند می زنم . انگار که نمی خوام با یه جواب خشک و خالی راضی اش کنم اما همیشه این کارو میکنم . بهش می گم اگه این طور شده بود منم دلم می خواست بمیرم . اما بعد کم کم اون خواستن مرگ هم مثل آخرین  نور ستاره ها دم صبح محو می شد و شاید خیلی چیزها مثل چیزهایی می شدن که الان هستن به جز  این که من دیگه این اسم رو رو پسرمون نمی ذاشتم : 

الویس !

مونولوگ آلاباما  

True Romance /  Tony Scott/1993

*اسم پست  یکی از دیالوگ های  آلابامائه که آخرای فیلم روی دستمال کاغذی می نویسه می ده به کلارنس .

ب . ن : این ترک 11 ست از موزیکی که هنس زیمرواسه فیلم ساخته .دست کم  2 بار توی 5 دقیقه طول ترک به طور کامل تغییر لحن و فضا و به خصوص آلات موسیقی  میده . دست آخر  چنان  تغییر کرده که به سختی میشه باور کرد که اون تم بازیگوش و پر از امید و سرخوش  ثانیه های اول تبدیل به این ملودی شوم و دلهره آورو تا حدی اسرار آمیز اواسط ترک شده  و در نهایت رسیده به اون 2 دقیقه درخشان غم انگیز و نوستالژیک آخر . این موزیک کاملا حال و هوای فیلم های دهه 80 و اوائل 90 رو تداعی می کنه .شاید به نظر خیلی ها الان دمدمه شده باشه این شکل از موزیک  یا یه به قول آلاباما دوره اش تموم شده باشه اما من  به خاطر ساختار  تیکه تیکه و حتی شلخته و بی نظم اش و اون حس اندوه و تراژیکی که تو لحظات پایانی اش داره دوست اش دارم . خود فیلم البته قصه اش جداست . جایی کنار فیلم های محبوب عمرم پیدا کرده ...

 True Romance soundtrack _ Hans Zimmer_ Amid The Chaos Of The Day